با طعمی از عسل به کجا می رود؟کجا؟
آن قلّه یِ غزل به کجا می رود؟کجا؟
با چشمهای سنگی و سرد و شَتَک زده
این شهرِمبتذل به کجا می رود؟کجا؟
آن شیخِ شوخ و دشمن سرمستی و شراب
با شیشه در بغل به کجا می رود؟کجا؟
انسانِ بی هویّت و از خود گریخته
با زخمی از ازل به کجا می رود؟کجا؟
شعرِ بدونِ درد و غم و انعکاس،با
مُستَفعِلُن فَعَل به کجا می رود؟کجا؟
آدم که از شناخت خود عاجز است و بس
تا مشتری،زُحل به کجا می رود؟کجابرچسبها: با طعمی از عسل به کجا می رود, کجا
برچسب:
نویسنده: زهرا رجبی
تاريخ: چهارشنبه
29 آذر
1396 ساعت: 3:19